تبليغاتX
پايگاه فرهنگي مذهبي نماز
آداب مقدمات نماز | آداب کلی نماز | نماز شب | خانگي سازي | ارسال به علاقه مندي ها

ادامه مطالب
مطالب برگزيده


حضرت امام خمینی (ره : (
باید دانست كه چون حقیقت نماز عروج به مقام قرب و وصول به مقام حضور حق جل و علا است، برای وصول به این مقصد بزرگ و غایت قصوی طهاراتی لازم است كه ماورای این طهارت(ظاهری(است... .[

 

مقام معظم رهبري :
انسان هميشه به نماز محتاج است و در عرصه‏هاى خطر، محتاجتر.

حقيقتاً اين نمازهايى كه ما مى‏خوانيم، در واقع اداى بندگان خدا را درمى‏آوريم. بنده به خودم كه مراجعه مى‏كنم، اين‏طورى مى‏بينم، چون بندگان برجسته‏ى خدا طور ديگرى نماز مى‏خوانند؛ تسبيح كه مى‏كنند، تسبيح از دل و جانشان برمى‏خيزد؛ سجده كه مى‏كنند، در واقع دلشان سجده مى‏كند.

مديران دستگاههاى ادارى و دولتى، خود متصدى اقامه‏ى نماز در آن دستگاهها شوند.

نماز برترين چيزى است كه مى‏تواند همه‏ى افراد جامعه‏ى مسلمان را به تهذيب اخلاقى و تعالى روحى و معنوى برساند.

نماز تسلّابخش و آرامشگر دلهاى مضطرب و خسته و به ستوه آمده، و مايه‏ى صفاى باطن و روشنى روان است.

نماز جمعه يكى از پايه‏هاى اساسى حفظ نظام اجتماعى و مهمترين عامل حفظ روحيه و ايمان مردم است.


همگان نماز را كه داروى شفابخش روح و مايه‏ى صفا و آرامش و نورانيت است، بر همه‏ى كارهاى ديگر مقدم دارند و در هيچ شرايطى خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانه‏ى مشغله و گرفتارى، اين حضور رهايى‏بخش در محضر آفريدگار رحيم و كريم و عزيز را از دست ندهند.


آیت الحق ملاحسینقلی همدانی (ره):
شروع به نماز كن با قلب پاك از حقد و حسد و غل و غش مسلمان و لباس و فرش و مكان نمازت باید مباح باشد... و بایست به نماز به (گونه) ایستادن بنده در حضور مولای جلیل، باگردن كج وقلب خاضع و خاشع و بعد از فریضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد كلمهی طیبهی توحید و دعای صباح مشهور را بخوان و تسبیح سیده نساء‌ را بعد از فریضه ترك مكن.[


آیت الله قاضی(ره):
شما را سفارش میكنم به اینكه نمازهایتان را در بهترین و با فضلیتترین اوقات آنها بجا آورید و آن نمازها با نوافل 51 ركعت است،‌پس اگر نتوانستید، 44 ركعت بخوانید و اگر مشغلههای دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید حداقل نماز أوابین را بخوانید. (نماز اهل انابه و توبه، هشت ركعت هنگام زوال)[


آیت الله العظمی بهاء الدینی (ره):
«اگر میخواهید بركاتی نصیبتان شود نماز اول وقت بخوانید.»[


آیت الله بهجت (حفظه الله) :
احساس لذت در نماز یك سری مقدمات خارج از نماز دارد و یكسری مقدمات در خود نماز. آنچه كه قبل از نماز و در خارج نماز بایستی مورد ملاحضه شود و عمل شود، این است كه انسان گناه نكند، ‌قلب را سیاه نكند، دل را تیره نكند، معصیت روح را مكدر میكند، نورانیت دل را میبرد. و اما هنگام خود نماز انسان بایستی زنجیر و سیمی دور خودش بكشد تا غیر خدا داخل نشود، بایستی فكرش را از غیر خدا منصرف كند، البته اگر به طور غیر اختیاری توجهش به جائی رفت كه هیچ، اما به محض التفات پیدا كردن بایستی قلبش را از غیر خدا منصرف كند.[


آیت الله اراكی (ره) :
آیت الله اراكی و آیت الله بهجت در جواب این سؤال كه برای اِزدیاد محبت به حضرت حق و ولی عصر (عج) چه كنیم؟ مرقوم فرمودند: گناه نكنید و نماز اول وقت بخوانید.[

پي نوشته :

[1] . آداب الصلوه ـ ص 56 ـ امام خمینی(ره) ـ (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) چاپ سوم ـ 1372)

[2] . حیات عارفانه فرزانگان (نماز اول وقت) ص 47 ـ حسن صدری مازندرانی ـ (انتشارات میراث ماندگار ـ اول 1380)

[3] . اسوه عارفان ـ (گفتهها و ناگفتهها درباره مرحوم سید علی آقا قاضی) ـ ص 137 ـ (صادق حسن زاده ـ محمود طیار مراغی) انتشارات مؤمنین، اول / 1378)

[4] . حیات عارفانهی فرزانگان ـ ص 26.

[5] . فریادگر توحید، عارف كامل آیت الله العظمی بهجت، ص 211. تنظیم: مؤسسه تحقیقاتی فرهنگی اهل بیت(ع)، (ناشر مؤسسه فرهنگی انتشاراتی انصاری ـ چاپ دوم / 78).

[6] . حیات عارفانهی فرزانگان، ص 68.

::
لينک ثابت  | نماز در كلام بزرگان  | امیرحسین

سجده شکر و ثواب و آثار آن


امام زمان سلام الله علیه فرمودند : سجده‌ی شکر، از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبات الهی است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعای بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.


سپاس نعمت‌های حق‌تعالی، نشان معرفت و ادب و بندگی است. در آیات و روایات، به مسئله شکرگزاری از نعمت‌ها، بسیار سفارش شده و اینکه یاد نعمت‌ها، محبت انسان را به خدا زیاد می‌کند و نعمت‌های الهی را مستدام و افزون می‌گرداند.

گرچه شکر نعمت‌ها، از توان و طاقت‌بشر بیرون است، ولی انسان باید به هر قدر که می‌تواند، سپاسگزاری احسان و نعمت و نیکی پروردگار باشد. یکی از شکل‌های شکر، سجده بر خاک کردن و پیشانی بر خاک‌نهادن در برابر خداوند و شکر گفتن اوست.

و «سجده شکر» یکی از تعقیبات نماز به حساب آمده است.

(مرحوم علامه مجلسی، جلد 83 بحار الانوار).

سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمی‌بیند و تمام عظمت و بزرگی را از ن خداوند می‌داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت برای بنده است، خصوصاً هنگامی که توأم با ذکر و شکرگزاری لفظی و قلبی باشد

قال مولانا الامام المهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف-  :

(سَجْدَهُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَأَوْجَبِها ... فَإِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَالتَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَی الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ، کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَی النَّوافِلِ، وَالسَّجْدَهُ دُعاءٌ وَتَسْبیحٌ) [احتجاج، ج 2، ص 308 ; بحارالأنوار، ج 53، ص 161، ح 3 ; و وسائل الشیعه، ج 6، ص 490، ح8514] ؛  

سجده‌ی شکر، از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبات الهی است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعای بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.

حدیث شریف، قسمتی از پاسخ امام مهدی (علیه السلام) به سؤال‌های محمّد بن عبداللّه حمیری است. حضرت، در این کلام، به اهمیّت یکی از مستحبات، یعنی سجده‌ی شکر اشاره می‌کند و بعد از آن به دعا و تسبیح بعد از فرایض پرداخته، فضیلت  آن را مانند فضیلت فریضه بر نوافل می‌داند و نیز اصل سجده و قرار دادن پیشانی بر خاک را در اجر و ثواب به منزله‌ی دعا و تسبیح می‌داند.

از بررسی آیات و احادیث به دست می‌آید که همه‌ی واجبات و یا همه‌ی مستحبات، در یک سطح و اندازه نیستند؛ مثلاً اهمیّت نماز، در میان واجبات، از همه بیش‌تر است؛ زیرا، قبولی اعمال، به قبول شدن نماز بستگی دارد. در میان مستحبات ـ برابر این حدیث ـ اهمیّت سجده‌ی شکر، از همه‌ی مستحبات بیش‌تر است. شاید علّت، این باشد که سجده‌ی شکر، کلید افزایش و تداوم نعمت است؛ یعنی هر گاه انسان با دیدن و یا رسیدن به نعمتی، شکر گزارد، آن نعمت تداوم می‌یابد و نعمت‌های دیگر نیز نازل می‌گردند. این نکته در قرآن به صراحت آمده است:

(لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزیدَنَّکُمْ) [سوره‌ی ابراهیم، یه ی 7] ؛ اگر شکر نعمت به جای آورید، بر نعمت شما می‌افزایم.

حضرت (علیه السلام) در این حدیث به چند نکته اشاره می‌فرماید:

1.سجده‌ی شکر، زمان و مکان خاصّی ندارد، ولی با توجّه به این حدیث، بهترین زمان برای این کار بعد از نمازهای واجب و نوافل است.

2.سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمی‌بیند و تمام عظمت و بزرگی را از ن خداوند می‌داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت برای بنده است، خصوصاً هنگامی که توأم با ذکر و شکرگزاری لفظی و قلبی باشد.

3.ثواب دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب، از ثواب دعا و تسبیح پس از نمازهای نافله خیلی بیش‌تر است، همان گونه که فضیلت فرایض از نوافل بیش‌تر است.

4.حضرت (علیه السلام) با بیان این که سجده، دعا و تسبیح است، می‌فهماند که خود سجده هم یک نوع تسبیح و دعاست و همان گونه که ذکرِ پس از نماز، مطلوب است، سجده کردن هم کاری مستحب است؛ زیرا غایت و هدف از دعا و تسبیح، خضوع و خشوع و تذلّل برای خداوند متعال است، و شکّی نیست که این غایت، در سجده، به نحو اتمّ و اکمل است.

امام صادق علیه السلام.

هر گاه بنده نماز بگزارد و سجده شکر کند، پروردگار حجاب میان او و فرشتگان را بر می‌دارد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا انجام داد و پیمانم را به پایان برد، ن گاه به خاطر نعمت‌هایی که به او ارزانی داشته‌ام برای من سجده شکر کرد

«سجدة الشکر واجبه علی کل مسلم نتم بها صلاتک و ترضی بها ربّک، و تعجب الملائکة منک و انّ العبد اذا صلّی ثمّ سجد سجدة الشکر فتح الربّ تبارک و تعالی الحجاب بین العبد و بین الملائکة، فیقول: یا ملائکتی! انظروا إلی عبدی ادّی فرضی و اتمّ عهدی ثمّ سجد لی شکراً علی ما انعمت به علیه، ملائکتی! مادا له عندی؟ قال: فتقول الملائکة: یا ربنا رحمتک، ثمّ یقول الرّب تبارک و تعالی: ثم ماذا له؟ فتقول الملائکة: یا ربنا جنتک، فیقول الرّب تبارک و تعالی: ثمّ ما ذا له؟ فتقول الملائکة: یا ربنا! جنتنک فیقول الرّب تبارک و تعالی: ثمّ ما ذا له؟ فتقول الملائکه : یا ربنا! کفایة مهمه، فیقول الله تبارک و تعالی: ثمّ ماذا له؟ فان: و لا یبقی شیء من الخیر الاّ قالته الملائکة، فیقول الله تعالی: یا ملائکتی! ثمّ ماذا؟ فتقول الملائکة: یا ربنا لا علم لنا، قال: فیقول الله تبارک و تعالی: اشکر له کما شکر لی و اقیل إلیه به فضلی و اریه وجهی» (المجبة البیضاء ج 1 ص348)؛ شجده شکر بر هر مسلمانی واجب است به وسیله سجده شکر است که نماز خود را کامل می‌کنی و پروردگارت را خشنود می‌سازی و فرشتگان از تو تعجب می‌کنند. هر گاه بنده نماز بگزارد و سجده شکر کند، پروردگار حجاب میان او و فرشتگان را بر می‌دارد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا انجام داد و پیمانم را به پایان برد، ن گاه به خاطر نعمت‌هایی که به او ارزانی داشته‌ام برای من سجده شکر کرد. ای فرشتگان من! یا او نزد من چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! رحمت تو پاداش اوست. ن گاه پروردگار می‌گوید: سپس چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! بهشت تو پاداش اوست. پس پروردگار می‌گوید: آن گاه چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! کفایت مهمّات او پاداش اوست. باز خداوند می‌گوید: بعد از این‌ها چه پاداشی خواهد داشت؟ امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ یک از خوبی‌ها باقی نمی‌ماند مگر این که فرشتگان آن را در پاسخ می‌گویند. پس خداوند می‌گوید: ای فرشتگان من! دیگر چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! ما نمی‌دانیم. امام علیه السلام فرمود: پس خداوند می‌گوید: همان گونه که او شکر مرا کرد من نیز از او تشکر می‌کنم و فضل و بخشش خود را به او متوجه می‌سازم و خشنودی خویش را به او نشان می‌دهم.

در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد. و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد

«من سجد سجدة لبشکرنعمة و هو متوضی کتب الله له عشر حسنات، و محا عنه عشر خطیئات عظام» (مشکات الانوار ص 29) ؛ هر کس با حالت وضو برای شکر نعمتی سجده کند خداوند ده حسنه برای او می‌نویسد و ده گناه بزرگ از او می‌زداید.

 

امام کاظم علیه السلام

«کان ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام یسجد بعد ما یصلّی فلا یرفع راسه حتّی یتعالی النّهار » (روضة المتقین ج 2ص 38)؛ حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام پس از نماز خویش سر به سجده می‌گذاشت و سر بر نمی‌داشت تا آن که روز بالا می‌مد

 

کیفیت سجده شکر :

در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد. و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد ،(کافى، جلد 3، صفحه 324، حدیث 14) و سنّت است که نخست پیشانى را بر زمین گذارد، سپس طرف راست صورت را و آنگاه طرف چپ صورت را و در نهایت نیز پیشانى را بر زمین بگذارد،(همان مدرک، صفحه 325، حدیث 17.) 

اذکار سجده شکر

مرحوم «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» در بخش سجده شکر فرموده است:

مستحب است در سجده براى برادران مؤمن خویش دعا کند و بگوید:

اَللّهُمَّ رَبَّ الْفَجْرِ وَاللَّیالِى الْعَشْرِ، وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ، وَاللَّیْلِ اِذا یَسْرِ، وَرَبَّ

خدایا اى پروردگار سپیده دم و شبهاى ده گانه و شفع و وتر (و پروردگار) شب هنگامى که بگذرد و پروردگار

کُلِّ شَىْء، وَاِلهَ کُلِّ شَىْء، وَ خالِقَ کُلِّ شَىْء، وَمَلیکَ کُلِّ شَىْء، صَلِّ

همه چیز معبود همه چیز و آفریننده همه چیز و مالک هر چیز درود فرست

عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، وَافْعَلْ بى وَبِفُلان وَفُلان ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَلا تَفْعَلْ بِنا ما

بر محمّد و آل او و انجام ده درباره من و فلانى و فلانى آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ما آنچه

نَحْنُ اَهْلُهُ، فَاِنَّکَ اَهْلُ التَّقْوى وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَةِ.(مصباح المتهجد، صفحه 241.)

را ما سزاوار آنیم زیرا که تو اهل تقوا و اهل آمرزشى.

به جاى «بِفُلان وَ فُلان» نام افراد مورد نظر را بگوید.

و چون سر از سجده برداشت دست خود را بر موضع سجود خود بکشد و آنگاه به طرف چپ صورت و سپس به پیشانى خویش بکشد و بعد از آن به جانب راست صورت خود دست بکشد و این کار را سه مرتبه انجام دهد، و در هر مرتبه بگوید:

اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنُ الرَّحیمُ،

خدایا از آن توست ستایش معبودى نیست جز تو داناى غیب و شهود بخشاینده مهربان

اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الْهَمَّ وَ الْغَمَّ وَالْحَزَنَ وَالْفِتَنَ، ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ.(همان مدرک، صفحه 243.(

خدایا دور کن از من اندوه و غم و دگرگونیها و آشوبها را آنچه آشکار است و آنچه پنهان.

::
لينک ثابت  | سجده شکر و ثواب و آثار آن  | امیرحسین

 فوايد نماز شب

  1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.

  2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.

  3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.

  4) باعث روشني دل است.

  5) باعث استجابت سريع دعا است.

  6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.

  7) باعث كفاره گناهان است.

  8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.

  9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.

  10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.

  11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.

  12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.

  13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود.

  14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.

  15) باعث افزايش عمر است.

  16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.

  17) باعث نوعي صدقه است.

  18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.

  19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد.

  20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.

  21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.

  22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش.

  23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.

  24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است.

  25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد.

  26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است.

  27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.

  28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.

  29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر.

  30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم است.

::
لينک ثابت  | نماز شب  | امیرحسین

تحصيل طهارت

به تصريح برخى روايات، طهارت از كليدهاى نماز است... انسان خرد ورز بايد درباره حقيقت و دستاورد طهارت بينديشد و چون دريافت كه سعادت پيدا و پنهان در نظافت و پاكيزگى است،؛ رامور سه گانه زير تأمل كند:
1. در آيات قرآن كريم درباره پاكيزگى، به ويژه در آيه: ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج ولكن يريد ليطهركم؛ خدا نمى‏خواهد بر شما تنگ بگيرد، ليكن مى‏خواهد شما را پاك كند(سوره مائده (5): آيه 6)، و همچنين آيه: والله يحب المطهرين؛ و خداوند پاكى ورزان را دوست مى‏دارد(سوره توبه (9)، آيه 108).
2. معناى محبت ذات اقدس خداون و اين كه ره آورد محبت و دوستى، برافكندن پرده‏ها و حجاب‏ها از دل بنده است و آدمى در سايه اين خرق حجاب، به نور و سعادت دست مى‏يابد.
3. در معناى حديث شريف الطهور نصف الايمان؛ پاكيزگى نيمى از يمان است(وسائل الشيعه، باب وضو).
آنگاه از مجموع اين تأمل هادر مى‏يابد كهمراد از طهور[كه نيمى از ايمان تلقى شده] پاك شدن از همه عوامل ناپاكى و آلودگى درون و بيرون آدمى است و نيمه ديگر ايمان، آراستن جان به فضايل ظاهرى و باطنى است.
در مقام تمثيل مى‏توان گفت: ايمان بدن به دو چيز است: يكى تأمين پاكيزگى آن به وسيله وضو و پرهيز از گناهان و ديگرى آراستن آن به بوى خوش و كارهاى نيك.
همچنين ايمن قلب در گرو دو چيز است: يكى پاكسازى آن از اخلاق ناپسند و زشت و ديگرى آراستن آن به اخلاق خدايى.
نيز ايمان سر و نهان آدمى مرهون دو امر است: يكى فراموشى آنچه غير خدا است و ديگر آراستن آن به ياد خدا و به عبارت ديگر، به نفى موهوم و صحو معلوم و پرده بردارى از حجاب‏هاى جمال.

::
لينک ثابت  | آداب مقدمات نماز  | امیرحسین

ختم و دعا

بار خداوند كه ما بندگان ضعيف را بى سابقه خدمت و طاعتى به احتياج به بندگى و عبادتى با تفضل و عنايت و محض رحمت و كرامت لباس هستى پوشانيدى، و به انواع نعمت‏هاى روحانى و جسمانى و اصناف رحمت‏هاى باطنى و ظاهرى مفتخر فرمودى، بى آن كه از نبود ما خللى در قدرت و قوت تو راه يابد، يا از بود ما به عظمت و حشمت تو چيزى افزايد، اكنون كه سرچشمه رحمانيت تو جوشيد و چشم خورشيد جمال جميل تو درخشيد و ما را به بحار رحمت مستغرق و به انوار جمال منور فرمود، نقايص و خطيئات و گناهان و تقصيرات ما را نيز به نور توفيق باطنى و دستگيرى و هدايت سرى جبران فرما، و دل سر تا پا تعلق ما را از تعلقات دنياويه برهان و به تعلق به عز قدس خود آراسته نما.
با الها! از طاعت ما ناچيزان بسطى در ملك تو حاصل نشود، و از سرپيچى ما نقصى در مملكتت راه نيابد، و از عذاب و شكنجه گناهكاران نفعى به تو عايد نگردد، و از بخشش و رحمت افتادگان نقصانى در قدرت تو حاصل نشود، عين ثابت خطاكاران طالب رحمت است و فطرت ناقصان طلبكار تماميت، تو خود با لطف عميم با ما رفتار فرما به سوء استعداد ما نظر فرما.
الهى، ان كنت غير مستاهل لر حمتك، فانت اهل ان نجود على بفضل سعتك. الهى، قد ستزت على ذنوبا فى الدنيا، وانا احواج الى سترها على منك فى الاخرى. اهلى هب لى كمال الانقطاع اليك، وانز ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور، فتصل الى معدن العظمه
تا اينجا به تقدير الهى - جل و علا - كلام ما ختم شد، حامداً شاكراً على نعمائه، مصلياً علبى محمد و آله الطاهرين.
به تاريخ روز دوشنبه دوم ربيع الثانى هزار و سيصد و شصت و يك (1361) قمرى.

::
لينک ثابت  | آداب کلی نماز  | امیرحسین

تعقيب

از جمله تعقيبات شريفه، تسيبحات صديقه طاهره (عليه السلام) است كه رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله) و آن معظمه تعليم فرمود. و آن افضل تعقيبات است. در حديث است كه اگر چيزى افضل از آن بود، رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله) آن را به فاطمه (عليه السلام) عطا مى‏فرمود(97) و از حضرت صادق (عليه السلام) مروى است كه اين تسبيحات در هر روز در تعقيب هر نمازى پيش من محبوبتر است از هزار ركعت نماز در روز.(98).
عبد سالك بايد در تعقيب نماز قدرى تفكر كند در نقص خود و عبادت خويش و غفلت‏هاى در حال حضور، كه خود گناهى است در مذهب عشق و محبت؛ و حرمان خود را از حظوظ حضور و محضر مقدس حق - جل جلاله - به نظر آورد، و در تعقيبات، كه خود فتح باب ديگرى است از رحمت - تبارك و تعالى - به اندازه ميسور جبران كند، و اين اذكار شريفه را به قلب برساند و دل را به آنها زنده كند؛ شايد خاتمه‏اش به حسن و سعادت مختوم شود.
و چون صبح افتتاح اشتغال به كثرات و ورود در دنيا است و با مخاطره اشتغال به خلق و غلفت از حق انسان مواجه است. خوب است انسان سالك بيدار در اين موقع باريك براى ورود در اين ظلمتكده تاريك به حق تعالى متوسل شود و به حضرتش منقطع گردد.
و چون خود را در آن محضر شريف آبرومند نيم بيند، به اولياء امر و خفراى زمان و شفعاء انس و جان، يعنى رسول ختمى (صلى‏الله‏عليه‏وآله) و ائمه معصومين (عليه السلام)، متوسل گردد و آن ذوات شريفه را شفيع و واسطه قرار دهد.
و چون براى هر روزى خفير و مجيرى است، پس روز شنبه به وجود مبارك رسول خدا (صلى‏الله‏عليه‏وآله)، و روز يك شنبه به حضرت امير المومنين (عليه السلام)، و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان (عليه السلام)، و روز سه شنبه به حضرات سجاد و باقر و صادق (عليه السلام) و روز چهارشنبه به حضرات كاظم و رضا و تقى و نقى (عليه السلام)، و روز پنجشنبه به حضرت عسكرى (عليه السلام)، و روز جمعه به ولى امر عجل الله فرجه الشريف، متلعق است(99) مناسب آن است كه در تعقيب نماز صبح براى ورود در اين بحر مهلك ظلمانى و دامگاه مهيب شيطانى، متوسل به خفراى آن روز شود و با شفاعت آنها، كه مقربان بارگاه قدس و محرمان سراپرده انسند، از حق تعالى رفع از حق تعالى رفع شر شيطان و نفس اماره بالسوء راطلب كند، و در اتمام و قبول عبادات ناقصه و مناسك غير لايقه، آن بزرگان را واسطه قرار دهد.
البته حق تعالى شانه چنانچه محمد (صلى‏الله‏عليه‏وآله) و دودمان او را وسايط هدايت و راه ناهاى ما مقرر فرموده و به بركات آنها امت را از ظلالت و جهل نجات مرحمت فرموده، به وسيله و شفاعت آنها قصور ما را ترميم و نقص ما را تتميم فرمايد و اطاعات و عبادات ناقابل ما را قبول مى‏فرمايد. انه ولى الفضل و الانعام و تعقيبات ماثوره در كتب ادعيه مذكور، و هر كس مناسب با حال خود انتخابى كند و اين سفر شريف را به خير و سعادت به اتمام رساند.

::
لينک ثابت  | آداب کلی نماز  | امیرحسین

آداب قلبيه قنوت

و آن به همين كيفيت خاصه كه بين اماميه رضوان الله عليهم متعارف است مى‏باشد؛ يعنى، متقوم است به بلند نموده دست را در حذاء وجه، و بسط باطن كفها را طرف آسمان و خواندن ادعيه ماثوره يا غير ماثوره و جايز است دعا نمودن به هر زبان عربى يا غير آن. و عربى احوط و افضل است.
و فقها فرموده‏اند افضل ادعيه در آن، دعا فرج است و دليل فقهى معتدبهى به نظر نويسنده نرسيده بر افضليت؛ ولى مضمون دعا دال بر فضيلت تامه آن است. زيرا كه مشتمل بر تهليل و تسبيح و تحميد است كه روح توحيد است؛ چنانچه بيان آن شد. و نيز مشتمل بر اسماء بزرگ الهى است از قبيل: الله، الحكيم، الكريم، العلى، العظيم، الرب و نيز مشتقل بر ذكر ركوع و سجود است؛ و نيز مشتمل بر اسماء ذات و صفات و افعال است؛ و نيز مشتمل است بر مراتب تجليات حق - جل و علا - و نيز مشتمل است بر سلام بر مرسلين، گرچه احتياط ترك آن است، ولى اقوى جواز است؛ و نيز مشتمل است بر صلوات بر پيغمبر و آل او عليهم السلام.
گويى اين دعاى شريف با اين اختصار مشتمل به تمام وظايف ذكريه صلوه است.
و از گفته فقها رضوان الله عليهم نيز اثبات افضليت توان كرد، يا به واسطه تسامح در ادله سنن گر چه نويسنده كه مبناى اجماع در نظر متاخرين است.
و از ادعيه شريفه كه بسيار فضيلت دارد و نيز مشتمل بر آداب مناجات نبده با حق است و مشتمل بر تعداد عطاياى كامله الهيه است كه به حال قنوت كه حال مناجات و انقطاع به حق است تناسبى تام دارد و بعضى از مشايخ بزرگ رحمه الله بر آن تقريباً مواظبت داشت. دعاى يا من اظهر الجميل است كه از كنوز عرش است. و تحفه حق براى رسول خداست؛ و براى هر يك از فقرات آن فضايل و ثواب‏هاى بسيار است؛ چنانچه در توحيد شيخ صدوق رحمه الله است.
مى‏خواهد از سنخ معارف الهيه و طلب فتح باب مناجات و انس و خلوت و انقطاع به سوى او باشد؛ و از طلب دنيا و امور خسيسه حيوانيه و شهوات نفسانيه احتراز كند، و خود را در محضر پاكان شرمسار ننمايد و در محفل ابرار بى مقدار نكند.
اى عزير! قنوت دست شستن از غير حق و اقبال تام به عز ربوبيت پيدا كردن است، و كف خالى و سوال به جانب غنى مطلق در از نمودن است؛ و در اين حال انقطاع؛ از بطن و فرج سخن راندن و از دنيا ياد كردن كمال نقصان و تمام خسران است.
جانا! اكنون كه از وطن خود دور افتادى و از مجاورت احرار محجور شدى و گرفتار اين ظلمتكده پر رنج و محن گرديدى، خود چون كرم ابريشم بر خود متن.
عزيزا! خداى رحمن فطرت تو را به نور معرفت و نار عشق تخمير نموده، و به انوارى چون انبياء و عشاقى مانند اولياء مويد فرموده اين نار را به خاك و خاكستر دنياى دنى منطفى نكن، و آن نور را به كدورت و ظلمت توجه به دنيا كه دار غربت است مكدر ننما؛ باشد كه اگر توجهى به وطن اصلى كنى و انقطاع به حق با از حق طلب كنى و حالت هجران و حرمان خود را با دلى دردناك به عرضش برسانى و احوال بيچارگى و بينوايى و گرفتارى خويش را اظهار كنى، مددى غيبى رسد و دستگيرى باطنى شود و جبران نقايص گردد، اذ من عادته الاحسان و من شيمته التفصل
اگر از فقرات مناجات شعبانيه امام متقين و امير مومنين و اولاد معصومين او (عليه السلام) كه امامان اهل معارف و حقايقند، در قنوت بخوانى، خصوصاً آنجا كه عرض مى‏كنند: الهى هب لى كمال الانقطاع اليك .... ولى با حال اضطرار و تبتل و تضرع نه با دل مرده چون دل نويسنده، بسيار مناسب اين حال است.
::
لينک ثابت  | آداب کلی نماز  | امیرحسین

آداب سلام

بدان كه عبد سالك چون از مقام سجود، كه سر او فنا است. به خود آمد و حالت صحو و هشيارى براى او دست داد و از حال غيبت از خلق به حال حضور رجوع كرد، سلام دهد به موجودات، سلام كسى كه از سفر و غيبت مراجعت نموده. پس در اول رجوع از سفر، سلام به نبى اكرم دهد؛ زيرا كه پس از رجوع از وحدت به كثرت، اول حقيقت تجلى حقيقت ولايت است نحن الاولون السابقون و پس از آن، به اعيان ديگر موجودات به طريق تفصيل و جمع توجه كند.
و كسى كه در نماز، غايب از خلق نبوده و مسافر الى الله نشده، براى او سلام حقيقت ندارد و جز لقلقه لسان نيست. پس، ادب قبلى سلام به ادب جميع صلوه است؛ و اگر در اين نماز، كه حقيقت معراج است، عروجى حاصل نشده و از بيت نفس خارج نشده، سلام براى او نيست. و نيز در اين سفر اگر سلامت از تصرفات شيطان و نفس اماره بود، و در تمام اين معراج حقيقى قلب را علتى نبود، سلام او حقيقت دارد والا لا سلام له.
آرى، سلام بر نبى (صلى‏الله‏عليه‏وآله) بنابراين، سلام با حقيقت است؛ زيرا كه او در اين سفر معراجى و در اين سير الى الله صعوداً و نزولاً متصف به سلامت است و در تمام سير از تصرفات غير حق عارى و برى است.

::
لينک ثابت  | آداب کلی نماز  | امیرحسین

آداب تشهد

بدان كه شهادت به وحدانيت و رسالت در اذان و اقامه، كه از متعلقات نماز و مهيئات ورود در آن است، و در تشهد كه خرج از فناء به بقاء و از وحدت به كثرت و در آخر نماز است. عبد سالك را متذكر كند كه حقيقت صلوه حصول توحيد حقيقى، و شهادت به وحدانيت از مقامات شامله است، كه با سالك از اول صلوه تا آخر آن است.
و نيز در آن، سر اوليت و آخريت حق - جل وعلا - است. و نيز در آن سر عظميى است كه سفر سالك من الله ولى الله است كما بداكم تعودون
پس سالك بايد همه مقامات توجه اين مقصد باشد و حقيقت و حدانيت و الوهيت حق را به قلب برساند؛ و قلب را در اين سفر معراجى الهى كند تا شهادتش حقيقت پيدا كند و از نفاق و شرك منزه گردد.
و در شهادت به رسالت نيز اشاره به آن شايد باشد كه دستگيرى ولى مطلق و نبى ختمى در اين معراج سلوكى از مقامات شامله است، كه بايد سالك در تمام مقامات متوجه آن باشد و سر ظهور اوليت و آخريت كه از مقامات ولايت است، از براى اهلش واضح گردد.
و بايد دانست كه فرق است شهادت در اول نماز، و شهادت در تشهد؛ زيرا كه آن، شهادت قبل از سلوك است و شهادت تعبدى يا تعقلى است، و اين شهادت پس از رجوع است و آن شهادت تحققى يا تمكنى است. پس شهادت تشهد را خطر عظيم است. زيرا كه در آن دعوى تحقق و تمكن است و دعوى رجوع به كثرت است بى احتجاب.
و چون اين مقام شامخ براى امثال ما حاصل نيست، بلكه با اين حال كه اكنون داريم متوقع نيز نيست، ادب در حضرت بارى آن است كه قصور خود و ذلت و نقص و عجز و بيچارگى خويش را در نظر آريم و با حال شرمسارى به بارگاه قدس متوجه شده عرضه داريم:
با الها! ما از مقامات اولياء و مدارج اصفياء و كمال مخلصين و سلوك سالكين، حظى جز الفاظى چند نداريم؛ و از جميع مقامات به قيل و قال قناعت نموديم كه نه از آن كيفيتى حاصل شود نه حال.
بار خدايا! حب دنيا و تعلقات آن ما را از بارگاه قدس محفل انس تو محجوب نموده؛ مگر تو با لطف خفى خود از ما افتادگان دستگيرى فرمايى و جبران ماسبق را فرمايى، تا بلكه از خواب غفلت انگيخته شده راهى به محضر قدس پيدا كنيم.

::
لينک ثابت  | آداب کلی نماز  | امیرحسین

اسرار و آداب سجود

و آن نزد اصحاب عرفان و ارباب قلوب، ترك خويشتن و چشم بستن از ماسوى (است.)؛ و به معراج يونسى- كه به فرو رفتن در بطن ماهى حاصل شد- متحقق شدن به توجه اصل خويش بى رؤيت حجاب. و در سر بر تراب نهادن، اشارت به رؤيت جمال جميل است و در باطن قلب خاك و اصل عالم طبيعت.
و آداب قلبيه آن، يافتن حقيقت خويش و اصل ريشه وجود خود است، و نهادن ام الدماغ، كه مركز سلطان نفس است و عرش الروح است، به ادنى عتبه مقام قدس، و ديدن عالم خاك است، عتبه مالك الملوك.
پس، سر وضع سجودى، چشم از خود شستن است؛ و ادب وضع رأس بر تراب، اعلى مقامات خود را از چشم افكندن و از تراب پست‏تر ديدن است. واگر در قلب از اين دعاوى كه به حسب اوضاع صلاتى اشارت به آنها است علتى باشد، پيش ارباب معرفت نفاق است. و چون خطر اين مقام بالاترين خطرات است، سالك الى الله را لازم است به جبليت ذاتى و فطرت قلبى متمسك به ذيل عنايت حق-جل وعلا- گردد و با ذلت و مسكنت، عفو تقصيرات را طلب كند، كه اين مقامى مخطور (پر خطر) است كه از عهده امثال ما خارج است.

معناى هيئت و حال و ذكر سجود

بدان كه در سجود، چون ساير اوضاع صلاتى، هيئتى و حالى و ذكرى و سرى است. و اين امور براى كمل طورى است كه در اين رساله بيان آن اشارت شده، و تفصيلا بى تناسب است. و از براى متوسطين هيئت آن ارائه خاكسارى و ترك استكبار و خود بينى است.
و ارغام انف، كه از مستحبات موكده بلكه ترك آن خلاف احتياط است، اظهار كمال تخصع و تذلل و فروتنى است؛ و نيز توجه به اصل خويش و ياد آورى از نشئه خود است. و روساى اعضاى ظاهره، كه محال ادراك و ظهور تحريك و قدرت است كه همين هفت يا هشت عضو است، بر زمين مذلت و مسكنت نهادن علامت تسليم تام و تقديم تمام قواى خود است و خارج شدن از خطيئه آدميه است.
و چون تذكر اين معانى در قلب قوى شد، كم كم قلب از آن منفعل شده، حالى دست مى‏دهد كه آن حالت فرار از خود و ترك خودبينى است، و نتيجه اين حال، حصول حالت انس است، و دنباله آن، خلوت تام حاصل شود محبت كلى پيدا شود.
و اما ذكر سجده، متقوم از تسبيح كه تنزيه از توصيف و قيام به امر است، يا تنزيه از تكثير اسمائى است، يا تنزيه از توحيد است، چه كه توحيد تفعيل است، و آن از اكثرت به وحدت رفتن است؛ و اين خالى از شائبه تكثير و تشريك نيست؛ چنانچه توصيف به علو ذاتى و تحميد نيز خالى از شائبه اين معانى نيست.
و العلى از اسماء ذاتيه است. و به حسب روايت كافى، اولى اسمى است كه حق براى خود اتخاذ فرموده؛ يعنى اول تجلى ذات براى خود است و عبد سالك چون از خود در اين مقام فانى شد و ترك عالم و آنچه در آن است نموده، مفتخر به اين تجلى ذاتى شود.
و بدان كه چون ركوع اول و سجود ثانى است. تسبيح و تحميد در آنها فرقها دارد. و نيز رب در آن دو مقام، فرق دارد، زيرا كه رب چنانچه اهل معرفت گفته‏اند از اسماء ذاتيه و صفاتيه و افعاليه است به سه اعتبار.
بنابراين، رب در الحمد الله رب العالمين از اسماء فعليه شايد باشد به مناسبت مقام قيام، كه مقام توحيد افعالى است؛ و در ركوع از اسماء صفاتيه است به مناسبت اينكه ركوع مقام توحيد صفات است؛ و در سجود از اسماء ذاتيه است به مناسبت آن كه سجود مقام توحيد ذات است. و تسيبح و تحميد نيز در هر يك از مقامات واقع شد، مربوط به آن مقام است.

احوال ساجد در وقت سجود

سجده، غشوه صعق در نتيجه مشاهده انوار عظمت حق است. و چون عبد از خود بى خود شد و حال محو و صعق براى او دست داد. عنايت ازلى شامل حال شود و به الهام غيبى ملهم شود.
و ذكر سجود و تكرار آن بريا حصول حال صحو و به خود آمدن است.
پس چون به خود آمد، آتش اشتياق مشاهده نور حق در قلبش مشتعل گردد، و سر از سجده بردارد؛ و چون در خود بقايايى بيند از انانيت با دست اشاره به رفض آن كند؛ پس، تجلى نور عظمت ثانياً بر او شود و بقيه انانيت را بسوزاند و فانى از فنا شود، و تكبير گويان حالت محو كلى مطلق و صعق تام حقيقى براى او حاصل شود؛ پس دستگير غيبى به الهام اذكار او را متمكن در مقام كند؛ و حالت صحو در اين مقام، كه صحو مقام ولايت است و از هر احتجاب و آلايش خلقى منزه است، براى او دست دهد؛ و حال تشهد و سلام، كه از احكام كثرت است، نيز در اين صحو بعد المحو حاصل شود. و تا اين جا تمام دائره سير انسانى تكميل و تتميم شود.

::
لينک ثابت  | آداب کلی نماز  | امیرحسین